۱۳۹۵/۰۵/۱۰ - ۲۱:۰۱
مدیر‌کل مشارکتهای اجتماعی وزارت ورزش و جوانان:

دولت حاضر نیست فضا را خالی کند تا ملت برای فعالیت مجال پیدا کند

مدیرکل مشارکتهای اجتماعی جوانانِ وزارت ورزش و جوانان با بیان اینکه مدیران میانی دولت حاضر به واگذاری کار به سازمانهای مردم نهاد نیستند،گفت:دولت همه فضا را پر کرده و حاضر نیست عقب بکشد؛ دولت نمی‌خواهد فضا را خالی کند تا ملت برای فعالیت مجال پیدا کند.

 دولت حاضر نیست فضا را خالی کند تا ملت برای فعالیت مجال پیدا کند

به گزارش سراج24،سازمانهای مردم نهاد یا به اختصار سمنها گروهی متشکل از مردم است که در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سایر زمینه‌ها اقداماتی را برای پیشبرد و تعالی انسانی انجام می‌دهند.

در ایران بالغ بر یک هزار و 300 سمن در حوزه جوانان فعالیت می‌کنند اما به عقیده کارشناسان، با گذشت سه سال از عمر دولت حسن روحانی این سمنها هم از بعد کیفیت و هم در بعد کمیت پیشرفت چندانی نداشته‌اند؛ در گفت‌و‌گو با رضا حجتی، مدیر کل مشارکتهای اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان وضعیت "NGO"های جوانان در کشور را بررسی کردیم و از مشکلات و سنگ‌اندازیهای موجود در راه سمنها باخبر شدیم؛ مواردی که موانع امنیتی باعث عدم ثمربخشی آن شده و یا به دلیل نگاه یک بعدی دولتها زیر سیطره آنها قرار گرفته‌اند.

سمنهای جوانان دقیقا چه گروه‌هایی هستند و چند سمن در ایران فعالیت می‌کنند؟

در سمنها جوانانی فعالیت می‌کنند که گروه‌های سنی 15 تا 29 سال را شامل می‌شوند؛ این گروه‌ها که همان تشکلها و سازمانهای مردم نهاد هستند در واقع مجوز فعالیتشان را به طور موقت از طرف وزارت ورزش و جوانان که پیش از این توسط سازمان ملی جوانان صادر می‌شد، دریافت می‌کنند؛ این افراد بعد از گذراندن دوره پنج تا 10 ساله که برای مراحل توانمندسازی پشت سر می‌گذارند، می‌توانند بروند مجوز دائمشان را از وزارت کشور دریافت کنند؛ ما در ابتدای دولت یازدهم، 50 سمن فعال داشتیم ولی در حال حاضر و بعد از گذشت سه سال از عمر دولت این تعداد به یک هزار و 300 سمن، تشکل یا NGO رسیده است.

از یک هزار و 300 سمن در کشور، چه تعدادی فعالیت می‌کنند و چه تعدادی بدون استفاده هستند؟

همه این سمنها معتبر و فعال هستند؛ اینها سمنهایی هستند که از سال ١٣٩١ تا الان مجوز گرفته‌اند و قبل از آن را حساب نمی‌کنیم؛ سمنهایی که از سال ١٣٧٩ تا الان مجوز گرفته‌اند تعدادشان بالای 6 هزار است ولی ما تنها سمنهایی را حساب می‌کنیم که مجوز جوانانه گرفتند و در سن و رنج جوانی هم چنان هستند؛ آنهایی که از سن جوانی خارج می‌شوند دیگر سمن جوانان محسوب نمی‌شوند.

نظارت بر چگونگی فعالیت این سمنها به عهده چه ارگانی است؟

ببینید ما به عنوان سازمان ملی سمن سابق و وزارت متولی اصلی تشکلهای اجتماعی و سازمانهای مردم نهاد وزارت کشور هستیم ولی ما به عنوان سازمان ملی جوانان سابق و وزارت ورزش و جوانان ملی تفاهم‌نامه‌ای با وزارت کشور داریم که سمنهای جوانان را ما مجوز فعالیت می‌دهیم و مراحل توانمندسازی را با آنها اجرا می‌کنیم یعنی کمک می‌کنیم که توانمند بشوند و ارزیابی و رتبه‌بندی هم انجام می‌دهیم؛ در رابطه با سمنهای جوانان، این سه ماموریت و وظیفه ما است که در رابطه با سمنهای جوانان داریم یکی «صدور مجوز موقت» که طبیعتاً آسان‌تر از مجوزهایی است که وزارت کشور می‌دهند و تحول وصول‌تر است دوم «توانمندسازی» و سوم «نظارت و ارزیابی و رتبه بندی» است.

ارزیابی شما از عملکرد این سمنها مثبت است یا منفی؟

سمنهای جوانان، سمنهایی غیرحرفه‌ای هستند یعنی جوانان ابتدای فعالیتهای اجتماعیشان است که تجارب جمعی، گروهی و مدنی انجام می‌دهند؛ طبیعتاً نیاز است که اینها توانمند بشوند بنابراین دولت در این زمینه باید هزینه کند این یک نوع سرمایه‌گذاری و تشکیل سرمایه اجتماعی است که دولت انجام می‌دهد؛ در این زمینه میزان سرمایه‌گذاری دولت سالهای گذشته خیلی کم بود در طول تمام سالهای بعد از تاسیس ملی جوانان کمترین سرمایه‌گذاری در حوزه رشد و حوزه اجتماعی جوانان در همین چهار یا پنج سال گذشته اتفاق افتاده یعنی از زمان تشکیل وزارت ورزش و جوانان، خب طبیعی است با سرمایه‌گذاری اندک که سرانه‌شان حدود 3 هزار ریال است نمی‌توان توقع یک حرکت جدی داشت.

سرانه هر جوان فقط 300 تومان است! با این وجود چه انتظاری از این سمنها دارید؟

سرانه‌ای که دولت در جهت توانمندسازی اجتماعی جوانان از طریق وزارت ورزش و جوانان دارد هزینه می‌کند حدود 300 تومان است یعنی 3 هزار ریال؛ انتظار ما این است که دولت به این بخش توجه کند متاسفانه توجه نمی‌کند.

شما در اظهار‌نظری شهریور ماه سال گذشته گفته بودید، آمار مشارکت سازمانهای مردم نهاد پایین است، آیا هنوز هم این مسئله وجود دارد؟

بله! ببینید جامعه ما به لحاظ مشارکت کلاً ضعیف است و ما جزو جوامع برتر نیستیم؛ شما ببینید نرخ مشارکت اجتماعی با نرخ آسیبهای اجتماعی نسبت معکوس دارند این را همه علمای علم و اجتماع می‌گویند؛ وقتی الان آسیبهای اجتماعی بالاست یعنی مشارکتمان پایین است.

وقتی می‌گوییم با استانداردهای جهانی فاصله داریم این استانداردهای جهانی دقیقاً چه چیزی است؟

در کشورهای توسعه یافته به ازای هر100 جوان یعنی هر فردی که در بازده سنی 15 تا 29 ساله هستند، حداقل یک تشکل مردم نهاد وجود دارد اما در کشور ما الان به ازای هر 25 هزار نفر جوان یک تشکل وجود دارد، ببینید فاصله‌شان چقدر زیاداست؛ تشکلهایی که ثبت شده‌اند و ما آمارشان را داریم و حالا اگر تشکلهای غیر سَمنی و سایر تشکلها را حساب کنیم باز هم بالا هستیم.

شما ایران را از لحاظ کمی با کشورهای دیگر مقایسه کرده‌اید، حال از لحاظ کیفی سمنها چطور هستند؟

شما یک نگاه به نرخ آسیبهای اجتماعی به خصوص آسیبهای اجتماعی حوزه جوانان بیندازید؛ با اعلام منابع رسمی سالانه و روزانه هفت درصد نرخ نزاع خیابانی جوانان که منجر به زندانی شدن آنها می‌شود افزایش پیدا می‌کند این نشان می دهد که مشارکت پایین است در حالی که وقتی مشارکت بالا باشد نزاع کاهش پیدا می‌کند.

تشویق مردم به مشارکت در ایجاد سازمانهای مردم نهاد چگونه باید انجام شود؟

اولاً باید زیرساختها به درستی انجام شود؛ ما نمی‌توانیم وقتی جوانان نیازهای اولیه شان پاسخ داده نشده انتظار داشته باشیم نیازهای ثانویه‌شان را پاسخ بگیرد؛ مشارکت جزو نیازهای ثانویه انسان است و معمولاً بعد از نیازهای اولیه خودش را نشان می دهد؛ نیاز به مسکن، نیاز به شغل و نیاز به تغذیه نیازهایی اولیه است که باید برطرف شود بنابراین باید در درجه اول اقتصاد از رکود خارج شود و جوانها همانطور که قول داده شده نسبت به آینده امیدوار باشند این شرط اول است، در درجه دوم برای جوامعی مثل ما الگوهای مختلف مبتنی بر آموزش و مهارت‌آموزی و دانش‌آموزی و در واقع خیلی جامع بخواهیم بگوییم توانمندسازی اتفاق بیفتد؛ از جوانان سوال کردیم سَمن چیست بسیاری از جوانان اصلاً با این واژه آشنا نیستند.

گفتید مهارتها پایین است، این یک هزار و 300 سمن بیشتر در چه حوزه‌هایی فعالیت می‌کنند؟

در چهار زمینه فعالیت می‌کنند ولی حوزه‌های فعالیتشان خیلی متنوع است؛ اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی ـ مذهبی و زمینه علمی ـ پژوهشی، ما در این چهار زمینه مجوز داریم با موضوعات متفاوت مثلا موضوعات محیط زیست، موضوعات مرتبط با گردشگری، موضوعات مرتبط با ترویج خط و زبان فارسی و ادبیات و حکمت ایران اسلامی.

 بیشتر سمنها در کدام حوزه فعالیت می‌کنند؟

بیشتر در حوزه اعتقادی ـ مذهبی است.

یعنی سمنها تشخیص دادند که مشکل اصلی جامعه ما الان مشکل مذهبی است؟

نه به این نتیجه نرسیده‌اند، دولت قبلی به این سمت سوق داده است؛ جََو امنیتی جامعه و مسائلی که به وجود آمده آنها را به این سمت برده‌، ما فکر می‌کنیم بیشتر باید در حوزه اجتماعی فعال باشند ولی خب الان الگویش این طوری است که سمنها بیشتر به حوزه اقتصادی و مذهبی رفته‌اند.

مشکل اصلی سمنها به عقیده شما چه چیزی است؟

مشکل دو سو دارد یکی جامعه و دیگری دولت؛ جامعه به هر حال توان مشارکت اجماعیاش پایین است باید نسبت به این موضوع حساسیت در جامعه ایجاد شود؛ این ضعفی است که در جامعه وجود دارد ولی دولت باید برای این موضوع یک فکر اساسی بکند؛ اگر مثلاً آب یا گاز رسانی به یک کلان شهر دچار مشکل بشود همه دستگاهها بسیج می‌شوند چون آن شب مردم نمی‌توانند غذا بپزند یا خنک شوند و یا استحمام کنند ولی اگر مشارکت اتفاق نیفتد چون آثار و طبعاتش ملموس نیست کسی توجه‌ای هم به آن نمی‌کند بعد این در آسیبهای اجتماعی خودش را نشان می‌دهد؛ وقتی بیش از 12 میلیون نفر حاشیه نشین در سکونتهای غیررسمی و مناطق بحرانی شهرهای بزرگ ایجاد می‌شود  یا وقتی مثلاً فرار دختران جوان از خانه افزایش پیدا می‌کند اینها نتیجه عدم مشارکت اجتماعی است بنابراین ما وقتی به این موضوع فکر می‌کنیم یعنی با این آمار مواجه می‌شویم نشان می‌دهد که نسبت به این موضوع حساسیت جدی وجود ندارد.

اگر ما بخواهیم مشارکت را افزایش بدهیم باید از جوانها شروع کنیم؛ حالا مسائلی که تشکلهای جوانها باآن در ارتباط است مسائل دیگری است. ببینید اولین مساله جو و فضای امنیتی است؛ متاسفانه دستگاه‌های امنیتی نسبت به فعالیتهای سازمانهای مردم نهاد خیلی حساسیت بیش از حد دارند و بدبین هستند و اجازه فعالیت داده نمی‌شود دومین مساله این است که دستگاه‌های دولتی به خصوص، جامعه سازمانهای مردم نهاد را عملاً به رسمیت نمی‌شناسند، هر چه هم به روابط و ضوابط قانونی اینها وجود دارند و رسمیت دارند ولی بسیاری از دستگاه‌های دولتی حاضر به واگذاری بسیاری از اموری که تصدی گرایانه است و دولت نباید انجام بدهد و کار و وظیفه سازمانهای مردم نهاد است که باید انجام بدهند، حاضر نیستند اینها را واگذار کنند.

مدیران میانی دولت تحت سیطره تفکر تصدی گرایانه دولتی همچنان هستند و حاضر به واگذاری کار به سازمانهای مردم نهاد نیستند و اعتماد به آنها ندارند یا حتی منافع کارهای تصدی گرایانه به قدری بالا است که حاضر نیستند واگذار کنند؛ سومین مشکل هم مراحل توانمندسازی است یعنی سازمانهای مردم نهاد هم چون مراحل توانمندسازی به خصوص در سازمانهای مردم نهاد جوانان به درستی طی نمی‌کنند اصولاً برای انجام کارهای جدی آمادگی ندارند برای همین ما چون در سطح بین المللی سمن معتبر و مطرح از حوزه های جوان خیلی کم است.

مثلاً در بحث فرار دختران اگر یک NGO راه‌اندازی شود، فضای امنیتی وارد و مانع از این کار می‌شود؟

من نمی‌گویم در یک حوزه خاص ممکن است ولی به طور مثال وقتی در حوزه زنان سازمانهای مردم نهاد بخواهند فعال شوند اینها بلافاصله در گام دوم یا سوم با مسائل امنیتی مواجه می‌شوند؛ در حوزه مسائل مرتبط با محیط زیست  به دیوارهای امنیتی بر خورد می‌کنند چون تفکر اشتباهی وجود دارد که مسائل اجتماعی یا فرهنگی را از بُعد سیاسی می‌بیند و مدیریت می‌کند و نسبت به آنها واکنش نشان می‌دهد؛ این در سالهای گذشته خیلی رواج یافته‌ است مثلاً سازمانهای مردم نهادی که به خشک شدن یا کم شدن دریاچه ارومیه اعتراض کردند بسیاری دچار مسائل عدیده امنیتی شده‌اند یا الان در حوزه گردشگری می‌خواهند فعال شوند اما مسائل امنیتی گریبان گیرشان می‌شود.

آیا همه‌  یک هزار و 300 سمن فعال هستند؟

از لحاظ فعالیت، همه‌شان فعال هستند منتهی میزان فعالیتشان فرق می‌کند بعضیها فعالیتشان خیلی زیاد است و بعضیها نه! مثلاً فصلی و موسمی فعالیت می‌کنند؛ بستگی به شرایطشان دارد منتهی در مجموع فعالیتشان آن چیزی که باید باشد نیست؛ فعالیتشان بالا نیست چون توانمندسازی و شرایط اجتماعی بالا نیست.

براساس اصل 44 و براساس برنامه سوم، چهارم و پنجم و تمام برنامه‌های توسعه می‌گویند دولت باید کوچک شود یعنی باید دولت در سطح سیاست گذاری نظارت به حداکثر پشتیبانی باشد؛ وظیفه تصدی گرایانه‌ای را دولت نباید انجام بدهد ولی دولت ما دولت تصدی‌گر است خیلی از کارها توسط دولت انجام می‌شود؛ در اقتصاد آمریکا غیرانتفاعی‌ها پانزده تا بیست درصد بازار را در اختیار دارند یعنی موسسات غیرتجاری یا غیرانتفاعی بیست درصد از حجم تبادلات مالی را در بازار آمریکا در اختیار دارند اما در کشور ما چرا اینها نمی‌توانند فعالیت کنند و چرا اجازه فعالیت ندارند! به بیانی، دولت دست گذاشته روی همه چیز و مانع شده است.

چرا اجازه فعالیت به سمنها داده نمی‌شود؟

چون دولت همه فضا را پر کرده است و حاضر نیست عقب بکشد؛ دولت حاضر نیست فضا را خالی کند تا ملت برای فعالیت مجال پیدا کند.

پیش بینی شما در یک سال آینده برای وضعیت سمنها چیست؟

هدف‌گذاری ما برای پایان امسال رسیدن به 2 هزار سمن است اما پیش بینی ما برای پایان برنامه ششم توسعه به ازای هر 5 هزار جوان تقریباً یک سمن فعال است یعنی در پایان برنامه ششم توسعه باید سمنهای جوانانی که اعتبارنامه معتبر دارند و باطل نشده است باید تعدادشان 5 هزار  باشند.

منبع: روزنامه ابتکار


 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۵